X
تبلیغات
سایه خیال

سایه خیال

ESHGH MAMNOU

ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 21:6  توسط سیمین  | 

ای کاش مرده بودم.....

این روزها حجم زیادی از خدا را نفس می کشم

من مقدس شده ام

و شاید به پایان زندگی ققنوس رسیده ام

دلم برای پروانه های آبی کوچک تنگ می شود وقتی در امتداد کودکی دلتنگم

کسی مرا نخواهد فهمید

مرا زمستان با خود برده است گویا ....


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 20:25  توسط سیمین  | 

به تو نرسیدن فسمتم بود...جرمم

 
بـر بـالای افــ ـق ایـــستـ ـاده ام

بـه روزی مـ ــی انـدیـشـ ــم کـه بـا تــو بـاشـ ــم

جــانم را بـه بـاد صبـــ ـحگـاهــی می ســ ــپارم

بـا هــمه خـداحـ ـــافظی می کـــنم

چــرا که تـــو در مــ ـنی ، در تــارو پودم

و موجـ ــی لــطیف برخاســ ـته از جــان تـو

تـا عـــمق وجــودم مــ ـی دود

و راهــی جــ ـاودانـه پـــیش رویــ ـم گســـترده مـی شود

و مــن پــ ــرواز مـی کنــ ـم بـه سـوی تو

به تــو می اندیــشم، به ارمـ ـــغان صبـح

به نــ ـامــت

کــ ـه عاشــقانه بر زبـان جـ ـاری می کنم

بــه تـــو می انــدیشـم ای عشــ ـــق بی پایانم ....


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 20:22  توسط سیمین  | 

باران...یادتوست


آن لحظه که دلتنگ یارم می شوم.

خود به خود هوس باران را می کنم.

آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شود.

هوس یک کوچه تنها را می کنم.

آن لحظه است که دلم می خواهد

تنهایی در زیر باران بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم

قدم بزنم تا خیس خیس شوم ،

خیس تر از قطره های باران…. خیس تر از آسمان و درختان

آن لحظه که خیس خیس می شوم ، دلم می خواهد باز زیر باران بمانم ،

دلم نمی خواهد باران قطع شود.

دلم می خواهد همچو آسمان که بغضش را خالی می کند ،

خالی شوم ...

از دلتنگی ها ، از این شب پر از تنهایی

تنها صدای قطره های باران را می شنوم ،

اشک می ریزم ،

و آرزوی یارم را می کنم

دلم می خواهد آسمان با اشکهایش سیل به پا کند

لحظه ای که آرام آرام می شوم

و دیگر تنهایی را احساس نمی کنم ،

چون باران در کنارم است.

باران مرا آرام می کند ،

مرا از غصه ها و دلتنگی ها رها می کند و به آرزوهایم نزدیک می کند

آن دم که باران می بارید ، بغض غریبی گلویم را گرفته بود ،

دلم می خواست همچو آسمان که صدای رعدش

پنجره های خاموش را می لرزاند فریاد بزنم ،

فریاد بزنم تا یارم هر جای دنیاست صدای مرا بشنود.

صدای کسی که خسته و دلشکسته

با چشمان خیس و دلی عاشق در زیر باران قدم می زند ،

تنهایی در کوچه های سرد و خالی…

کجایی ای یار من ؟

کجایی که جایت در کنارم خالی است.

در این شب بارانی تو را می خواهم ،

به خدا جایت خالی خالی است.

کاش صدایت همچو صدای قطره های باران در گوشم زمزمه می شد

تو بودی شبی عاشقانه با هم داشتیم

تو که نیستی منی که همان مرد تنها می باشم

قصه ای غمگین را در این شب بارانی خواهم داشت.

قصه مرد تنها در یک شب بارانی ،

شبی که احساس می کنم بیشتر از همیشه عاشقم.

آری

آن شب آموختم که

باران بهترین سر پناه من برای رفع دلتنگی هایم است....


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 19:56  توسط سیمین  | 

لابد یه چیزی کم بود...

عشق...

تنهایی...

بدبختی...

افسرگی...

دلتنگی...

جدایی...

انتظار...

مرگ...

چی کم بود هان...خودت بگو

گروه اینترنتی ایران سان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 19:0  توسط سیمین  | 

وقتی رفتی ک شکسته بودم....

خیلی سخته كه بغض داشته باشی اما نخوای كسی بفهمه

خیلی سخته كه عزیز ترین كست ازت بخواد فراموشش كنی

خیلی سخته كه سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری

خیلی سخته كه روز تولدت همه بهت تبریك بگن

 به جز اونی كه فكر می كنی بخاطرش زنده ای

خیلی سخته كه غرورت رو بخاطر یه نفر بشكنی بعد بفهمی دوست نداره

خیلی سخته كه همه چیزت رو بخاطر یه نفر از دست بدی بعد بگه نمی خوامت

Romantic New PixDooni.Com 010 عکس های جدید عاشقانه و رمانتیک

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 15:44  توسط سیمین  | 

باشه منو دوس نداشته باش...........

http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gifمن از پشت شبهای بی خاطره
من از پشت زندان غم آمدم ... http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif


http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif من از آرزوهای دور و دراز
من از خواب چشمان نم آمدم .. http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif

http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif تو تعبیر رویای نادیده ای
تو نوری که بر سایه تابیده ای http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif

http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif تو یک آسمان بخشش بی طلب
تو بر خاک تردید باریده ای http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif

http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif تو یک خانه در کوچه زندگی
تو یک کوچه در شهر آزادگی http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif

http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif تو یک شهر در سرزمین حضور
تو یک راز بودن - به این سادگی... http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif

http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif مرا با نگاهت به دریا ببر
مرا تا تماشای فردا ببر http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif

http://www.iranvij.ir/upload/images/iataww88p2ydiuzal0k9.gif دلم قطره ای بی طپش در سراب
مرا تا تکاپوی دریا ببر

                                 Romantic New PixDooni.Com 008 عکس های جدید عاشقانه و رمانتیک

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 15:40  توسط سیمین  | 

ای کااااااااااااااااااااااااش

اه به این ذهنم که گاهو بی گاه به یادت میاره

و گاهو بی گاه ردت میکنه

آزاد باش از همه دلگیریات آزاد باش...

همش یه گاهو بی گاه بیخوده...

فقط همین...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 14:24  توسط سیمین  | 

تسلیت قلب صبورم...........دیگه اون دوست نداره

ب آخر خط رسیده بودم باید بهش ثابت میکردم دوسش دارم!

خیلی عصبی بودم .

گفت:اگه دوسم داری رگتو بزن!

گفتم مرگ و زندگی دست خداست!

گفت: دیدی دوسم نداری؟؟؟

خیلی بم برخورد تیغ رو برداشتم و رگمو زدم!!

وقتی تو آغوشش جون میدادم آروم زیر لب گفت:

اگه دوسم داشتی چرا تنهام گذاشتی!

fwwtndhd4ykexcdwtg6.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 21:58  توسط سیمین  | 

تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است...

 

دلتنگي از کسي که دوستش داشتم و عميق ترين درد ها و رنجهاي عالم را در رگهايم جاري کرد !

درد هايي که کابوس شبها و حقيقت روزهايم شد٬ دوری از تو حسرتي عميق به قلبم آويخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهاي دردناک داغ ستم پوشاند

 دلتنگی براي کسي که فرصت اندکي براي خواستنش ٬ براي داشتنش داشتم.    

دلتنگي از مرزهايي که دورم کشيدند و مرا وادار کردند به دست خويش از کساني که دوستشان دارم کنده شوم .

در انسوي مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نيست ٬ به اتش گناهي که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند .

رنجي انچنان زندگي مرا پر کرده است٬ آنچنان دستهاي مرا از پشت بسته است٬ آنچنان قدمهاي مرا زنجير کرده است که نفسهايم نيز از ميان زنجير ها به درد عبور مي کنند . . . 

دوست داشتن تو چنان تاوان سنگيني داشت که براي همه عمر بايد آنرا بپردازم ... و من این تاوان سنگین را با جان و دل پذیرا شدم .            

همه عمر ٬ داغ تو بر پيشاني و دلم نشسته است و مرا می سوزاند .   

تو نمايش زندگي مرا چنان در هم پيچيدي که هرگز از آن بيرون نيايم. . . آنقدر دلتنگ دوريش هستم .. آنقدر دلتنگ سرنوشت خويشم .. آنقدر دل آزرده عشق تو هستم که همه هستيم را خوره بي کسي و تنهايي مي جود . . . 

 به او نگاه مي کنم ٬ به او که چون بهشت بر من مي پيچد و پروازم مي دهد .  

به او که لبهايش از اندوه من مي لرزند .       

به او که دستهاي نيرومندش ٬عشقي که سالها پيش اجازه اش را از من گرفتند جرعه جرعه به من مي نوشاند . . . . .        

به او که چشمهايش در عمق سياهي مي خندید و دنيايم را ستاره باران مي کرد.     

به او که باورش کردم و دل به او باختم

به او که دلم مي خواهد در آغوشش چشمهايم را بر هم بگذارم و هرگز ٬ هرگز ٬هرگز به روي دنيا بازشان نکنم .          

 به او که تکه اي از قلب مرا با خود خواهد برد       

به او که مرزهاي سرنوشت ٬ سالها پيش دوريش را از من رقم زده است. سراسر زندگيم را اندوهي پر کرده است که روزها و ماهها از اين سال به سال ديگر آنها را با خود مي کشم و ميدانم که زمان ٬ شايد زمان ٬ داغ مرا بهبود بخشد ولي هرگز فراموش نخواهم کرد که از پشت اين ديوار شيشه اي نگاهش چگونه عمق وجودم را لرزاند .     

لبهايش لرزش لبهايم را نوشيد و دستانش ترس تنم را چيد و نفسهايش برگهاي رنگين خزان را به باران عاشقانه بهار سپرد .

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 20:39  توسط سیمین  |